محل تبلیغات شما



"بابا می تونه من نمی تونم". رو به بابایی: بابا می تونی؟

یه روز هی م یگفت: جوجو می خوام. ازش پرسیدم جو جو؟ گریه کرد و گفت نه.شوشو گفتم : شوشو گریه کرد و گفت نه. گفتم چی می خوای مامانی؟ گفت جوشو . گفتم جو شو؟ گفت نه.

دبه نا امید شده بود منم گیج بودم. نمی تونستم ناراحتیش رو تحمل کنم. چرا نمی فهمیدم که چیو می خواد. یهو یه ندایی به قلبم همراه با نگاه به صورت ناز و معصومش گفت: چوب شور. یاد این افتادم که کارن داره چوب شور می خوره. گفتم چوب شور می خوای مامانی؟ گفت: آره آره و خوشحال شد.

مامان سی دی بذار.

شهر موشا رو می گه: شه موشا می خوام ببینم.

بخورمش.

نداشتم.

داداشی می تونی؟

مامان آرد بده بازی کنم.

 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

کتابخانه عمومی شهید بشکار شادابی نشاط ارمغان ورزش